حسینیه دل

چادر مشکی تو 


برایت امنیت می آورد 


خیالت راحت ، 


گرگ ها همیشه به دنبال شنل قرمزی هستند ...

  • حبیب الله گلی

بانو...

رضا خان هم اگر مى دید با چادر چه زیبایى 


جهان پر مى شد از قانون چادرهاى اجبارى! 

  • حبیب الله گلی

مثل یک زخم می ماند 

که خوب نمی شود 

که با همه غصه های دنیا فرق می کند

با غم شما نمی توان خوب گریست

هر چه هم اشک بریزیم

آخرش باز یک سوزی می ماند توی سینه مان . . .

  • ♥ محجبه ♥


دنیا خوش است و مال عزیز و تن شریف

این هر سه را به یک سفر کربلا دهم

إن شاء الله

  • حبیب الله گلی

« وَ سَخَّرَ لَکُم ما فِی السّمواتِ وَ ما فِی الاَرضِ جمیعاً مِنهُ »


همه برای تو

تو برای کی؟

تو برای چه ؟؟


سوره مبارکه جاثیه آیه شریفه ۱۳

  • حبیب الله گلی

گفت تنم که نمی تواند برود دنبال زینب ؛

حد اقل سرم را بفرستم

این بود که حسین علیه السلام سرش رفت روی نیزه ها . . .

  • ♥ محجبه ♥

همچو یک طفل لجوج، منطق نمیگردد سرم 


یابن الزهرا (ع) ؛ یا بکش؛ یا اربعین کرب وبلا...

  • حبیب الله گلی

انگار خدا آفریده بود برای یکدیگر

این زوج را ؛

خنجر و حنجر را میگویم . . .

  • ♥ محجبه ♥

این سینه زنی ها پر نمی کند ، ضرب پای اسب ها را . . .

  • ♥ محجبه ♥

"السابقون السابقون" ، صحرا ، عطش ، دریای خون

نی ، نینوا ، لیلا ، جنون ، "نون و القلم" ، "ما یسطرون"


شمشیر در شمشیر شد ، دستان حق زنجیر شد

طفل سه ساله پیر شد ، "آمنت ربّی فاسمعون"


طفلی به روی دست شد ؛ تیر سه شعبه مست شد

آن لحظه عالم پست شد٬ "یا قوم ماذا تعبدون؟”


اشبه به ذات مصطفی٬من فرط نوره اختفی

بعدک ٬ علی الدنیا عفی٬ "ما هولاء نطقون"


فانیِ باقی دیده ای؟بی چشم راوی دیده ای؟

بی دست ساقی دیده ای؟ "انا الیه راجعون"


تا بی رمق شد پیکرت ٬ دعواست بالای سرت

پیراهنت... انگشترت..."مما رقنا ینفقون"


منبع : وبلاگ جوکستان

  • حبیب الله گلی